من به خانواده ام خيلي وابسته بودم و تحمل دوري آن ها را نداشتم اما از
لحظه اي که پا به خانه شوهر گذاشتم پدرم گفت: تو ديگر بچه نيستي و بايد روي
پاي خودت بايستي. او شرط گذاشت که فقط روزهاي تعطيل حق دارم همراه همسرم
به ديدن شان بروم. زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري طبرسي جنوبي مشهد
افزود: با اين که با پسر خاله ام ازدواج کرده ام و او مرد بسيار مهربان و
بامحبتي است اما چون از صبح زود تا شب سر کار است و وقتي به خانه مي رسد
خسته و کوفته مي باشد، من اسير چهارديواري خانه شدم و دلم داشت از تنهايي
مي ترکيد. روزهاي اول زندگي ام، خودم را با چند جوجه کوچک سرگرم کردم اما
اين پرنده ها هم در آپارتمان دلگير ما طاقت نياوردند و يکي بعد از ديگري
تلف شدند.۳ ماه گذشت و در اين شرايط تمام وقتم را يا به کارهاي خانه
مي پرداختم و يا پاي پنجره ايستاده بودم و با حسرت به افرادي که در کوچه و
خيابان قدم مي زدند نگاه مي کردم تا اين که يک روز زنگ در خانه به صدا
درآمد و خانم جواني که همسايه هستيم با سلام و احوالپرسي گفت: ببخشيد قرقره
نخ سياه داري؟من با لبخندي او را به داخل خانه دعوت کردم و به اين ترتيب
بود که با مليحه آشنا شدم. او توانست اوقات تنهايي مرا پر کند و ما تمام
رازهاي زندگي خود را براي هم تعريف کرديم و متاسفانه در مدت کوتاهي فهميدم
او با وجود داشتن يک فرزند با مرد غريبه اي ارتباط مخفيانه دارد.از اين
موضوع خيلي ناراحت شدم و تصميم گرفتم کمکش کنم ولي افسوس که نه تنها
نتوانستم او را از اين راه خطا برگردانم بلکه چند بار که با مليحه بيرون
رفتم و شاهد ديدار او با مرد ناشناس در يک فضاي سبز بودم شرم و حيا را زير
پا گذاشتم و کم کم خودم نيز درگير اين رابطه ها شدم تا جايي که از طريق
مليحه با پسري جوان به طور تلفني ارتباط برقرار کردم؛ در اولين قرار ملاقات
با اين پسر گرگ صفت، او مرا سوار خودرو کرد و پس از رفتن به بيرون شهر با
توسل به زور گوشي تلفن همراه و طلاهايم را گرفت و تهديدم کرد که اگر حرفي
در اين باره بزنم همه چيز را به شوهرم خواهد گفت. اگرچه پس از اين ماجرا،
من موضوع را براي شوهرم تعريف کردم و ما اعلام شکايت کرده ايم، اما اي کاش
مليحه را به خانه ام راه نداده بودم چون هم نشيني با اين رفيق بد مرا
بيچاره کرد!حسين سليمان پور مقدم مدرس روان شناسي درباره اين ماجرا معتقد
است: متاسفانه يکي از مشکلات واقعي خانواده ها درگيري هاي شغلي بيش از حد
مردها بيرون از خانه است. وي افزود: اگرچه مسائل اقتصادي، همچنين وام ها و
اقساط مختلف توجيه خوبي براي اين رفتار آقايان است اما خانمي که با يک مرد
ازدواج کرده نيز انسان است، احساس دارد، از تنهايي رنج مي برد و در واقع
ازدواج کرده تا يک پشتوانه عاطفي داشته باشد اگر مردهاي عزيز به نيازهاي
عاطفي و رواني همسران خود به درستي و به موقع پاسخ ندهند، بايد منتظر هر
اتفاق ناگواري باشند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۸ساعت 14:40  توسط عبرت گیر
|